بورس سهام
آموزش و سیگنال خرید و فروش سهام در بورس اوراق بهادار تهران

مجموعه آموزش خرید و فروش سهام در بورس ایران
ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 توسط bahram sarfarazian

مجموعه آموزش خرید و فروش سهام در بورس با نگاه کاربردی وعملی دانش لازم راجهت شما عزیزان آماده نموده است:

خرید و فروش سهام

* آموزش مقدماتی خرید و فروش سهام شامل : تاريخچه ومفاهيم اوليه بازارسرمايه ، مزاياي سرمايه گذاري در بورس اوراق بهادار ، حق تقدم و خريد و فروش آن ، کارگزاران و کارمزد ، درآمد هر سهم ، مجامع ، ريسک ، شاخص ، نحوه خريد فروش سهام ، سفارشات و نحوه قراگيري آن در سامانه ، افزايش سرمايه ، NAV ، حجم مبنا و ...

* آموزش تحلیل بنیادی شامل : تجزيه و تحليل عوامل ، صورتهاي مالي ، دارايي ها ، محاسبات نسبت ها و ...

* آموزش تحلیل تکنیکی شامل : عرضه ، تقاضا و تغييرات قيمت ، حمايت / مقاومت ، تشخيص زمان خريد ، پشيماني بازار و سرمايه گذاران ، روند ، کانال ها ، حجم معاملات ، رالي و حفره ، بعضی از انديکاتورها ، ابزارها ، امواج ، ميانگين ها ، نوارها ، سطوح و ...

 

شما میتوانید محصولات فوق را رایگان دانلود کنید

 

مجموعه به صورت زیپ شده با حجم حدود 20 مگابایت قابل دانلود است جهت سهولت در دانلود

  در7 بخش بارگذاری شده است.

 

 لینک دانلود

 


برچسب‌ها: خريد, فروش, سهام, بورس, آموزش

سهم بیمه ای
ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و نهم دی 1393 توسط bahram sarfarazian
ودی همکنون با صف فروش حدود 200000 روبروست که از صبح تا الان ساعت 11:30 چند بار صف فروش شده و و توسط حقیقی جمع شده

زیر نظر بگیرید


برچسب‌ها: سهام بیمه ای

پول پول را می‌خوره
ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393 توسط bahram sarfarazian
خدا رحمت کند خان جون را، هر وقت می‌دید کسی در حال شمردن چیزی است، از آن طرف داد می‌زد:” نشمر ننه، نشمر، هی می‌شمری، کم می‌شه.” برای پول بیشتر تاکید می‌کرد. ما می‌خندیدیم که ” خان جون، دست‌هامون که پول نمی‌خوره”. خان جون اما می‌گفت:” پول پول میزاد”، هنوز این حرفش را مزمزه نکرده و قورت نداده و هضم نکرده، از همان طرف بلند می‌گفت:” پول، پول رو می‌خوره”، این لحظه دوگانه ترین حس دنیا سراغ آدم می‌آید که اگر خورنده است، چطور زاینده است؟ اصلا اگر می زاید دیگر چرا می خورد و بعدش دوباره می زاید؟ این چه روشی برای بقا نسل است؟ خرج‌هایش، دخلش را آورد زن دایی همیشه ناله می‌کند، یعنی سال‌های سال است که خیلی ناجور از زندگی و نداشتن‌هایشان می‌نالد. فقط گیر کار آنجا است که وقتی می‌گوید:” ما هیچی نداریم، فلانی خونه داره، ما نداریم. فلانی ماشین داره، ما نداریم.” کمی که دقت می‌کنی می‌بینی سرویس طلایش با دفعه پیش، فرق دارد، البته خودش سریع توضیح می‌دهد که “بدلی است”، اما باز که خوب دقت می‌کنی می‌بینی برای یک مهمانی معمولی چه سنگ تمامی گذاشته و عجب لباس شیکی پوشیده، بعد خوب‌تر که دقت کنی متوجه می‌شوی تا به حال این لباس را ندیده‌ای عجب چیز خوبی است و حتما خیلی هم گران است. مثل مهمانی قبلی و دور همی قبل‌ترش که هر بار با ظاهری کاملا متفاوت آمد. خیلی هم خوب همه چیز را با هم هماهنگ می‌کند. از کیف و کفش بگیر تا رنگ و مدل مو. آن طرف هر بار خبری از او می‌گرفتی یا سفر بود یا وقتی حرف می‌افتاد از تعطیلات آخر هفته پر و پیمانشان تعریف می‌کرد. اما زن دایی از آنجایی که خیلی خوش صحبت است و دهانش گرم است، هیچ وقت اجازه نمی‌داد صحبت‌هایش یک روال عادی را تا آخر داشته باشد، همین که در خوشی‌هایش وارد می‌شدی، سریع به یادت می‌آورد که چقدر بدبخت هستند که هنوز موتور زیر پایشان است. دایی جان درآمد بدی نداشت، اما معلوم نبود چرا همیشه این 9 لعنتی 8 شان را گرو نگه می‌دارد. خان جون دایم همین مثال “پول پول را می‌خوره”، را برای زن دایی استفاده می‌کرد، همیشه می‌گفت “چشمشون که به پول می‌افته هوش و حواسشون رو از دست می‌دن”. راست هم می‌گفت. از آن وقت که این‌ها حقوقشان چندرغاز بود و بقیه هم اندازه اینها درآمد داشتند، تا الان که همگی درآمدهایشان تکانی خورده، اینها هیچ چیزی نداشتند و همچنان گلایه‌مند بودند تا الان که بقیه خیلی چیزها دارند، اما اینها هنوز چیزی ندارند. خدا رحمت کند خان جون را، همیشه می‌گفت: “مهم نیست گونی گونی پول توی خونه‌ات بیاد یا اندازه هزار تومن درآمد داشته باشی، مهم اینه که چقدر خرج می‌کنی و چقدر پس‌انداز می‌کنی.” زن دایی از آن دسته بود که همیشه خرجش بر دخل و پس اندازش می چربید. در اصل چیزی به اسم پس‌انداز در زندگی‌شان شناخته نشده بود و برایشان مغفول مانده بود. خدا رحمت کند خان جون را، هر وقت اسم زن دایی می‌آمد و یا گلایه‌هایش از نداشته‌هایش شروع می‌شد، گُر می گرفت و بادبزن حصیری‌اش را جلوی صورتش تکان تکان می‌داد، از بس حرص می‌خورد که ” فیس و افاده‌شان از خاندان حاجی بیز بیز هم بیشتر است، اما شام و ناهارشان هیچی. فقط افاده جمع کرده‌اند”….


برچسب‌ها: پول پول را می‌خوره

خوشبینانه حالت برای شاخص
ارسال در تاريخ دوشنبه پانزدهم دی 1393 توسط bahram sarfarazian
اگه خوشبین باشیم برای برگشت بازار شاید از آخر وقت فردا بازار صعودی بشه و تا حدود 70000 که یه مقاومت داره بره

شاخص بورس


برچسب‌ها: شاخص کل بازار بورس

این نشان نجات بورس است احترام بگذارید
ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 توسط bahram sarfarazian
تحلیل جدید شاخص از نظر استاد کنی
ارسال در تاريخ چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 توسط bahram sarfarazian
لینک زیر مربوط به تحلیل شاخص در هفته آینده

امیدواریم جملات پایانی ایشان در این تحلیل اتفاق بیفتد اتفاقی از نوع دستوری راهنمایی یا هر چیز دیگر و گرنه باید به فکر خروج باشیم

کلیک کنید به امید خدا

 


برچسب‌ها: شاخص کل تهران

اسلایدر